روزهای زندگی ما

خرید بک لینک
سلامچقدررر ننوشتما....اتفاقات جالب و بی مزه ای توأمان توو این مدت افتاد.اتفاقات غمگین هم....بابام بخاطر اینکه سرش خورد به دیوار راه پله خیییلی یهویی دچار سردرد شد.رفت دکتر...ام آر آی و عکس و.... خیلی غیرمنتظره،دکتر گفت:تومور مغزی! بزرگم هست سایزش.یک چهارم مغز رو درگیر کرده.باید عمل بشه هرچند خوش خیمه!تهران.رشت.لاهیجان.پیش چند تا دکتر رفتن و اونا همینو گفتن ولی ازونجا که بابا قراره یه دوره ی تقریبا چهل روز بره مکه از عمل امتناع میکنه تا برگرده...اشک های ما توو ماه رمضون،سفید شدن موهامون از غصه،گریه های وقت و بی وقتمون، چهره ی ظاهرا آروم بابا که میگه واسه همه پیش میاد مریضی و اگه قرار باشه بم روزهای زندگی ما...

ما را در سایت روزهای زندگی ما دنبال می‌کنید

برچسب: ثبت,خاطرات,تلخ, نویسنده: بازدید: 55 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:42

میگما...

وقتی دو نفر به هم علاقه دارن و نمیرسن به همدیگه، بعدها سالها هم بگذره حتی از یاآوری اون روزها و رودررو شدن ِ یک در هزارشون،باز دست و پاشون میلرزه و یخ میزنه

اونوقت اینایی که سالها با هم زندگی کردن و از هم جوگدا شدن،اگه یه بار همو ببینن عکس العملشون به هم چیه؟اینا که یه روز مَحرَم ِ حلال ِ هم بودن؟! اونایی که از هم متنفرن رو کار ندارم.اونایی که مجبور بودن بخاطر شرایط خاصی از هم طلاق بگیرن منظورمه؟!

روزهای زندگی ما...

ما را در سایت روزهای زندگی ما دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 32 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:42

صفحه بندی